ميناوند: نه، اما پس از اشتورم گراتس در انتخابات تيم‌هايم اشتباه كردم، در اوج بازي‌هايم در اتريش،‌ تيم‌هاي خوبي از اروپا به سراغم آمدند، اما من در مقدماتي جام‌جهاني 2002 به اردوي چند ماهه ايران ملحق شدم و پيشنهاداتم را از دست دادم، اما پشيمان نيستم... چرا كه به هر جا رسيدم، از صدقه‌سري تيم ملي بود.
    من پس از اشتورم گراتس، نبايد به شارلوا بلژيك مي‌رفتم، نبايد به الشباب دبي مي‌رفتم، پس از بازگشت، به دوران بحراني پرسپوليس رفتم. به هر حال ابتدا انتخاب‌هاي بد من و سپس شانس، باعث شد كه ديگر به رشد ادامه ندهم... همان شانسي كه باعث شد من در يك مقطع از زندگي ورزشي خودم انتخاب‌هاي درستي كنم، اما انتخاب‌هاي اشتباه با بدشانسي، گريبان‌گير من شد، ولي بايد بگويم تمام بدشانسي‌ها و خوش‌شانسي‌هاي افراد به خودشان برمي‌گردد، يعني من مي‌توانستم با تمرين، ممارست و... خودم را حفظ كنم، اما خودم اين كار را نكردم، اگر اين مسائل را هم در حال حاضر بازگو مي‌كنم، به اين خاطر است كه اگر چند تا جوان درحال خواندن اين مطلب هستند، به تجربه‌اي دست يابند و زندگي مهرداد ميناوند سرلوحه آنان قرار بگيرد. مي‌خواهم بگويم اگر يك روز يك جوان به فوتبال روي آورد، بداند كه فوتبال خيلي بي‌رحم است، مي‌تواني يك روز در اوج اوج باشي، اما يك روز آنقدر ذليل شوي كه همان‌هايي كه اطرافت بودند، يك دقيقه هم نگاهت نكنند.